سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

224

طب در دوره صفويه ( فارسى )

معده حادث بشود موجب ناسور شدن جدار آن و احيانا پيدايش بواسير شده منجر به زخم معده مىگردد . سرطان هم‌چنين ممكن است در رحم پيدا بشود كه در اين صورت ممكن است ادرار همراه با سوزش باشد » . بهاء الدوله جراحى سرطان را جز در مواردى كه غده خيلى كوچك و دور از رشته‌هاى عصبى و اندام‌هاى شريفه باشد مفيد نمىداند و در اين صورت يعنى هنگامى كه غده سرطانى كوچك و دور از رشته‌هاى عصبى و اندام‌هاى شريفه باشد با جرجانى هم‌عقيده و معتقد است كه هر قدر ممكن است بايد عضلات اطراف غده قطع و خونريزى انجام بشود . بهاء الدوله دارو درمانى را به جراحى ترجيح مىدهد و معتقد است كه مناسبترين دارو مواد سوزاننده‌اى مىباشند كه حاوى سرب باشند . حتى افلاطون « 20 » كه يك جراح متهور به حساب مىآمد دارودرمانى را به جراحى ترجيح مىداد و از نظر جراحى فقط فصد و حجامت را توصيه مىكند و اضافه مىنمايد كه اگر جراحى واقعا ضرورى باشد بايد خود غده برداشته شده و جاى آن مرهم گذاشته بشود . داروهائى را هم كه براى درمان توصيه مىكند همان چيزهائى است كه براى جذام و ماليخوليا تجويز كرده است او گاهى اوقات مطالب خود را كلمه به كلمه از روى نوشته‌هاى جرجانى بازگو كرده است . نكتهء جالب اين كه حكيم محمد سرطان را با عقربك شبيه دانسته است ولى به اين نكته واقف بوده است كه تشابه آن‌ها چندان زياد نيست . او مىگويد اين دو بيمارى هر دو بسيار دردناك بوده و هر دو ممكن است منجر به پيدايش زخم بشوند و اضافه مىكند كه در مورد جراحى عقربك جراح بايد شديدا مراقب خود باشد زيرا جراحات اين زخم موجب مرگ بسيارى از جراحان گرديده است درحالىكه در مورد سرطان اين خطر وجود ندارد .

--> ( 20 ) - منظور افلاطون زخم‌بند مىباشد ( مترجم )